گیرم که به ما عاشقی آموختنی نیست
شیرینی شادی به دهان دوختنی نیست
وان لب که ز گل خندهی ما شاد بماند
گیرم که بدوزند و بگویند خوشی نیست
من کنده ز دنیای توام محتسب پیر
خواهی که نخواهی و بگویی شدنی نیست
گیرم که به ما عاشقی آموختنی نیست
شیرینی شادی به دهان دوختنی نیست
وان لب که ز گل خندهی ما شاد بماند
گیرم که بدوزند و بگویند خوشی نیست
من کنده ز دنیای توام محتسب پیر
خواهی که نخواهی و بگویی شدنی نیست