پلی‌لیست – جنگ افسانه‌ها و یک ترانه – ترانه مرا ببوس

دانستن داستان سروده شدن یک شعر گاهی جذاب‌تر از تک تک کلمات آن است.

ترانه مرا ببوس سروده حیدر رقابی را حسن گلنراقی که هیچ کس آن را نمی‌شناخت برای همه به خاطره تبدیل کرد

مانند رهگذری که خیلی اتفاقی شمشیر جادویی را از دل سخره‌ها بیرون کشیده باشد

حالا تو مرا ببوس هرچند نمیخواهم برای آخرین بار باشد ولی ببوس آنچنان که گویی برای آخرین بار است…

مرا ببوس

#گوش_کن :

-پلی‌لیست آقای لامپ-

پلی‌لیست – ای درد ای بار – دنگ شو

یادمه اون شب که رفتی‌ چشمو بستم، شیشه عمر جوونیمو شکستم تا به تو پیغام دلجوئی فرستم اسمتو با شیشه کندم روی دستم
درد اومد . . .
داد اومد . . .
مثل هر روزی که پیشم نیستی فریاد اومد

این وسط مونده دل تنگ شده‌ی من و انصاف نداشته‌ی تو. عادت که نکردی؟ عادت نکن! برگرد، وقتی به نبودن عادت کردی دیگه چه امیدی به زندگی و عشق میشه داشت

دنگ شو

#گوش_کن :

-پلی‌لیست آقای لامپ-

شما بفرمایید بشینید اینجا – دیالوگی از فیلم هامون

آقای دکتر! ببخشید قربان… من اساسا خودم از مهشید خواستم بیاد و روانکاوی بشه

شما بفرمایید بشینید اینجا…

من مرتب شلنگ تخته میندازم  ولی به هیچ جایی نمیرسم دکتر، دارم فرو میرم؛ من دیگه به هیچی اعتماد ندارم به هیچی اعتقاد ندارم دارم هدر میرم این یعنی چی؟ من مرتب شلنگ تخته میندازم  ولی به هیچ جایی نمیرسم دکتر، دارم فرو میرم؛ من دیگه به هیچی اعتماد ندارم به هیچی اعتقاد ندارم دارم هدر میرم این یعنی چی؟

 

انگار اشتباه‌ی در کار نبود! انگار من واقعا دارم فرو میرم، واقعا من دیگه به هیچی اعتماد ندارم به هیچی اعتقاد ندارم

 

چکار کنم؟ ما آویخته‌ها به کجای این شب تیره بیاویزیم قبای ژنده و کپک زده‌ی خودمان را؟

شما بفرمایید بشینید اینجا . . .

 

دیالوگ

فیلم هامون

#گوش_کن :

همیشه لامپ اولین اعدامی‌ست – صدای مهرداد عارفانی

همیشه لامپ اولین اعدامی‌ست . . .
روشن می‌کند خانه را، آویزان تاب می‌خورد؛
برق که میرود ترس سیاه می‌شود!

ما چقدر اشتباه کرده‌ایم،
اشیاء گم شده‌اند، میز دیگر نیست!
کاغذهای سفید در سیاهی، کلمه فرق نمی‌کند!

باید فقط حرف بزنیم کتبی نمی‌شود
شفاهی بازوهایت را باز، لب‌هایت را فشار
دیوار یا پنجره،
اینطرف نیست، آنطرف هم ندارد
جنگل ریخته از موهای تو!

مهرداد عارفانی

#گوش_کن :

عروسک ساز – ترانه‌ای با صدای صدای کاوه صالحی

شاید باید دوتا دست بسازه برام موهاشو نوازش کنم
شاید باید دوتا پا بسازه برام مثل سایه دنلابش کنم
شاید باید با دکمه پیرهنش برام چشم بسازه نگاهش کنم
شاید باید دوتا لب بدوزه برام اینا رو ازش خواهش کنم

بیار سوزنت رو . . .

عروسک ساز من بیار سوزنت رو

بذار جای چشمام دکمه‌های پیرهنت رو

میخوام بوی دستات بره تو وجودم

تار و پودم

کاوه صالحی

#گوش_کن :

– پلی‌لیست آقای لامپ –

چه بی‌تابانه می‌خواهمت – با صدای احمد شاملو

 

چه بی تابانه می‌خواهمت

ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری!

چه بی تابانه تو را طلب می کنم!

بر پشت سمندی

گویی، نو زین

که قرارش نیست

و فاصله

تجربه ئی بیهوده ست

بوی پیرهنت

این جا، واکنون…

کوه ها در فاصله

سردند

دست، در کوچه و بستر

حضور مانوس دست تو را می جوید

و به راه اندیشیدن

یاس را، رج می زند

بی نجوای انگشتانت
فقط…

و جهان از هر سلامی خالی است

شانه ات مجابم می کند

در بستری که عشق تشنگیست

زلال شانه هایت

همچنانم اتش می دهد

در بستری که
عشق

مجابش کرده است

«احمد شاملو»

-پایگاه اینترنتی احمد شاملو
#گوش_کن :

پلی‌لیست – چه گوارا – محسن نامجو

پیدا کنیدش دوباره
بگو دوباره بمیرد
شاید دستم را بگیرد

پیدا کنیدش دوباره
هی هی سیرا ماسرا
سیرا ماسرای تنها
زخمی، پیدا کن مردی را
که بخواند چه گوارا

یک مشت پر از گلوله
گل چک چکه چک چکاشا
می افتد سنگین روی خاک
یک مشت پر از گلوله

هی هی سیرا ماسرا
سیرا ماسرای تنها
زخمی، پیدا کن مردی را
که بخواند چه گوارا

“محسن نامجو” «چه‌گوارا»

#گوش_بده :

-پلی‌لیست آقای لامپ-

مجلس شورا – حسین پناهی

و صدایی شنیدم که می‌گفت ” تو
و قطاری که تکرار می‌کرد:
تو تو تو تو
تو تو تو تو تو تو
تو تو تو
تو تو تو تو تو تو تو . . .

-حسین پناهی-

#گوش_کن :

معرفی کتابِ نیست – اثر علیرضا روشن

چند شعر زیبا از کتاب نیست با صدای علیرضا روشن؛

کتاب “کتابِ نیست” مجموعه شعری از علیرضا روشن است که در سال ۱۳۹۰ چاپ شد.

شعری از این کتاب:

“دلتنگی خیابان شلوغی‌ست
که تو در میانه‌اش ایستاده باشی
میبینی میایند
میبینی میروند
و تو همچنان ایستاده باشی”

 

لینک خرید کتاب در فروشگاه اینترنتی: کتابِ نیست

#گوش_کن :

دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ – حسین پناهی

دکلمه‌ای که بارها گوش کردم

—————————

دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جوونور کامل کیه؟

واسطه نیار به عزتت خمارم
حوصله هیچ کسی رو ندارم

کفر نمی‌گم سوال درام
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم می‌شه چیکارم
می‌چرخم و می‌‌چرخونم سیارم
تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم

تازه دیدم که دل دارم بستمش!
راه دیدم نرفته بود رفتمش
جوانه‌ی نشکفته را رستمش
ویروس که بود حالیش نبود هستمش

جواب زنده بودنم مرگ نبود! جون شما بود؟
مردن من مردن یک برگ نبود! تو رو به خدا بود

اون همه افسانه و افسون ولش!
این دل پر خون ولش!
دلهره گم کردن گدار مارون ولش!
تماشای پرنده‌ها بالای کارون ولش؟
خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش

دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جوونور کامل کیه

گفتی بیا زندگی خیلی زیباست! دویدم!
چشم فرستادی برام
تا ببینم
که دیدم
پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟
کنار این جوی روون نعناش چیه؟
این همه راز
این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست؟

آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والله!
مات و پریشونم کنی که چی بشه ؟ نه بالله!

پریشونت نبودم؟!

من
حیرونت نبودم؟!

تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه!
اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه!

گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه!
انجیر می‌خواد دنیا بیاد آهن و فسفرش کمه!
چشمای من آهن انجیر شدن!
حلقه ای از حلقه زنجیر شدن!

عمو زنجیر باف
زنجیرتو بنازم
چشم من و انجیر تو بنازم!

-حسین پناهی-

#گوش کن :