یادمه اون شب که رفتی چشمو بستم، شیشه عمر جوونیمو شکستم تا به تو پیغام دلجوئی فرستم اسمتو با شیشه کندم روی دستم
درد اومد . . .
داد اومد . . .
مثل هر روزی که پیشم نیستی فریاد اومد
این وسط مونده دل تنگ شدهی من و انصاف نداشتهی تو. عادت که نکردی؟ عادت نکن! برگرد، وقتی به نبودن عادت کردی دیگه چه امیدی به زندگی و عشق میشه داشت
آقای دکتر! ببخشید قربان… من اساسا خودم از مهشید خواستم بیاد و روانکاوی بشه
شما بفرمایید بشینید اینجا…
من مرتب شلنگ تخته میندازم ولی به هیچ جایی نمیرسم دکتر، دارم فرو میرم؛ من دیگه به هیچی اعتماد ندارم به هیچی اعتقاد ندارم دارم هدر میرم این یعنی چی؟ من مرتب شلنگ تخته میندازم ولی به هیچ جایی نمیرسم دکتر، دارم فرو میرم؛ من دیگه به هیچی اعتماد ندارم به هیچی اعتقاد ندارم دارم هدر میرم این یعنی چی؟
انگار اشتباهی در کار نبود! انگار من واقعا دارم فرو میرم، واقعا من دیگه به هیچی اعتماد ندارم به هیچی اعتقاد ندارم
چکار کنم؟ ما آویختهها به کجای این شب تیره بیاویزیم قبای ژنده و کپک زدهی خودمان را؟
شاید باید دوتا دست بسازه برام موهاشو نوازش کنم شاید باید دوتا پا بسازه برام مثل سایه دنلابش کنم شاید باید با دکمه پیرهنش برام چشم بسازه نگاهش کنم شاید باید دوتا لب بدوزه برام اینا رو ازش خواهش کنم
کفر نمیگم سوال درام
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم میشه چیکارم
میچرخم و میچرخونم سیارم
تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم
تازه دیدم که دل دارم بستمش!
راه دیدم نرفته بود رفتمش
جوانهی نشکفته را رستمش
ویروس که بود حالیش نبود هستمش
جواب زنده بودنم مرگ نبود! جون شما بود؟
مردن من مردن یک برگ نبود! تو رو به خدا بود
اون همه افسانه و افسون ولش!
این دل پر خون ولش!
دلهره گم کردن گدار مارون ولش!
تماشای پرندهها بالای کارون ولش؟
خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش
دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جوونور کامل کیه
گفتی بیا زندگی خیلی زیباست! دویدم!
چشم فرستادی برام
تا ببینم
که دیدم
پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟
کنار این جوی روون نعناش چیه؟
این همه راز
این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست؟
آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والله!
مات و پریشونم کنی که چی بشه ؟ نه بالله!
پریشونت نبودم؟!
من
حیرونت نبودم؟!
تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه!
اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه!
گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه!
انجیر میخواد دنیا بیاد آهن و فسفرش کمه!
چشمای من آهن انجیر شدن!
حلقه ای از حلقه زنجیر شدن!
عمو زنجیر باف
زنجیرتو بنازم
چشم من و انجیر تو بنازم!