لعنتی آسمان باران هم نمیباراند که خیس شود همه جا و خیسی چشمانم به چشم نیاید.
سکوتی که از سر اجبار باشد روزی شکسته میشود، سکوتی که از سر احترام باشد روزی بیحرمتی میکند! لعنت به لبانم که از سر اجبار احترام بسته مانده، بسته ماندنی سخت از روی ایمان، ایمان به اینکه هنوز نمیدانم چه چیزی در باورم است، باورهایی که ساخته نشده خراب میشوند، لعنت به ویرانههای به جای مانده از باورها، لعنت به باورها