خواستم درد را بنویسم
اشک شد
اشک را مانع شدم؛ درد در قلبم ته نشین شد
حالا منم و دردی که نمیتوان گریست، و دردی که نمیتوان نوشت
خواستم درد را بنویسم
اشک شد
اشک را مانع شدم؛ درد در قلبم ته نشین شد
حالا منم و دردی که نمیتوان گریست، و دردی که نمیتوان نوشت